جمعه 16 تیر 1391     یازار : ###

65 سال پيش در تاريخ 26 آذرماه 1325، به دنبال شكست نيروهاي  فرقه ملي از ارتش شاهنشاهي ايران كه خود داستان مفصلي دارد، تصميم بر ان گرفته شد تا تمامي ميراث مادي و معنوي اين فرقه در آزربايجان از ريشه سوزانده شود. واقعيت اين است كه حكومت سيد جعفر پيشه وري علي رغم تمامي تهمت ها در خصوص  وابستگي به اتحاد جماهير شوروي (البته اين مسئله دروغ نبوده و در آن دوران همه حكومت هاي خاورميانه و خيلي از نقاط ديگر جهان براي ادامه حيات خويش ناچار از اتكا به يكي از دو جناح كمونيستي و يا كاپيتاليستي بودند) و نيز سوءظن روحانيون در خصوص ضد اسلام بودن آن، توانسته بود تا در ظرف تنها يك سال حكومت بر آزربايجان تحولات فراواني را در ان خطه ايجاد نمايد.  احداث كارخانجات عظيم نساجي ؛ شبكه سراسري برق رساني در آزربايجان؛ايجاد مدارس امروزي با استفاده از كتابهاي تركي از اول دبستان ؛ آسفالت خيابان هاي تبريز و تلاش براي مدرن كردن شهر هاي آزربايجان تنها جزئي از اين فعاليت ها مي باشد. هنوز فراوانند افراد پيري در آزربايجان كه با تحسين از آن دوران سخن مي گويند.

 

 

تحولاتي كه حكومت ملي در  آزربايجان ايجاد به دو دسته تقسيم مي گرديدند. دسته اول فيزيكي و قابل لمس بوده و دسته بعدي غير فيزيكي و  يا فرهنگي و سياسي بودند.  حكومت مركزي ايران بعد از شكست دولت پيشه وري و يارانش، بر حذف تمامي دست آوردهاي غير فيزيكي فرقه ملي اهتمام نمود.  يكي از بزرگترين دست آوردها و يا از ديدگاه حكومت شاهنشاهي، گناهان حكومت ملي رسميت دادن به زبان تركي و تدريس آن در مدارس بود. كاري عجيب كه اين حكومت تنها در ظرف چند ماه موفق به انجام آن گرديد.  به عنوان مثال حكومت ملي در دي ماه 1324 چنين اطلاعيه اي را منتشر نمود:

«براي هرچه نزديكتر كردن ملتمان به نهاد دولتي و درك صحيح نيازهاي عامه به طريق مستقيم و همچنين به منظور هموار سازي راههاي رشد و شكوفايي زبان و فرهنگ ملي، دولت ملي آزربايجان در جلسه ۱۶ دي ماه (۱۳۲٤) خود موارد زير را به تصويب رساند؛

 

١- زبان آزربايجاني [تركي] از امروز به عنوان زبان رسمي دولتي در آزربايجان اعلام مي شود. بايد بيانيه ها، ابلاغيه ها و آگهي هاي دولتي، همچنين فرمانهاي خطاب به يگانهاي نيروهاي مسلح و لايحه هاي قانوني، فقط و فقط به زبان آزربايجاني [تركي] نوشته شوند.

٢- همه ادارات (اعم از دولتي، ملي و شركتهاي بازرگاني و صنفي) موظف هستند مكاتبات و مكتوبات خود را به زبان آزربايجاني [تركي] بنويسند. اسناد و مداركي كه به زباني غير از زبان آزربايجاني [تركي] نوشته شوند، داراي اعتبار رسمي و قانوني نخواهند بود.

٣- جريان محاكمات قضايي بايد به زبان آزربايجاني برگزار شود و براي كساني كه زبان آزربايجاني [تركي] نمي دانند، بايد مترجم گرفته شود

٤- بايد همه تابلوهاي سر درب ادارات دولتي، موسسات دولتي و ملي و مراكز بازرگاني به زبان آزربايجاني [تركي] نوشته شوند.

٥- گردهمايي هاي رسمي، سخنرانيها و مذاكرات بايد به زبان آزربايجاني [تركي] برگزار شود.

٦- كساني كه در ادارات و موسسات عمومي و دولتي آزربايجان مشغول بكار هستند و زبان آزربايجاني [تركي] نمي دانند، موظفند خواندن، نوشتن و سخن گفتن به زبان آذربايجاني [تركي] را ياد بگيرند.

٧- وزارت فرهنگ براي آشنا كردن كساني كه در ادارات كار مي كنند و زبان آزربايجاني [تركي] را نمي دانند، كلاسهايي در جنب محل كار آنها در سطح بزرگسالان تاسيس كند. بايد روزانه يك ساعت از مدت كار افرادي كه در اين كلاسها شركت مي كنند، كاسته شود.

٨- ملتهاي ديگر كه در آذربايجان زندگي مي كنند، مي توانند به زبان مادري خود مكالمه و مكاتبه كنند، با اين حال آنها نيز بايد آگهي هاي رسمي خود را به دو زبان در كنار زبان مادري، به زبان آذربايجاني [تركي] به عنوان زبان رسمي و دولتي منتشر كنند.

٩- اقليتهاي ملي مقيم يا تابع آذربايجان ضمن تدريس زبان ملي خود در مدارس اختصاصي، موظفند زبان آزربايجاني [تركي] را هم به عنوان زبان رسمي بياموزند.

١٠- حكومت ملي آذربايجان پيش نويس لايحه قانوني وزارت آموزش و پرورش را در مورد تدريس به زبان آزربايجاني [تركي] در مدارس تصويب مي كند و به تمام آموزگاران و معلمها سفارش مي كند كه اهتمام براي گذر به زبان ملي را يك وظيفه ملي تلقي كنند

 

باچنين تحركاتي حكومت ملي توانست تا ظرف چند ماه تدريس به زبان تركي را در همه مدارس و كاربرد آن را در همه ادارات آزربايجان عملي نمايد و اين گناهي بس عظيم از  ديد دولت ايران بود. فعلي حرام كه در اسرع وقت بايستي تطهير و پاك سازي گردد.

بدين سان بود كه از فرداي ورود ارتش شاهنشاهي به آزربايجان و تبريز، مبارزه با تمامي عناصر تركي سرلوحه امور مسئولان قرار گرفت. تمامي تابلوهاي ادارات و مغازه ها كه پيش از آن به زبان تركي بود پايين آورده شده و  استفاده از اسامي تركي ممنوع اعلام گرديد. به دنبال اين اقدامات، در روز ۲۶ آذر ۱۳۲۵ ، ماموران حكومتي تمامي كتابهاي تركي درسي مدارس را كه به زبان تركي آزربايجاني نگاشته شده بود را جمع‌آوري كرده و آنها را سوزاندند. سوزاندن كتب تركي همزمان با تبريز، در چند شهر ديگر آزربايجان نيز به وقوع پيوست. در شهر تبريز، كتابسوزي در چندين نقطه از جمله ميدان ساعت و ميدان شهرداري تبريز؛ دانشسراي اين شهر و در بسياري از مدارس انجام شد. به گفته شاهدان عيني كه برخي از آنها اكنون نيز در قيد حيات اند كودكان و دانش ‌آموزان دبستاني را به صف كرده و آنها را مجبور مي كردند تا جهت كسب اجازه براي ادامه تحصيل، با تشكيل صفهاي متعدد منتهي به تلهاي آتش، كتابهاي درسي دريافتي خود از مدارس را كه به زبان تركي بودند و مخصوصا كتاب درسي «آناديلي» (زبان مادري) را «زنده باد شاه» گويان  با دست خود در آتش اندازند. جشن كتاب‌سوزان پس از ٢٦ آذر نيز به مدت چندين روز ادامه يافت و كم كم علاوه بر كتابهاي درسي مدارس، شامل كتب غيردرسي نيز شد. دولت ايران، تنها به سوزاندن كتاب‌هاي درسي تركي اكتفا نكرد و به انهدام كليه آثار مكتوب آذربايجاني و تركي، و هر آنچه نشاني از زبان و فرهنگ و تاريخ تركي داشت نيز پرداخت. نيروهاي دولتي ايران و ارتش شاهنشاهي صدها هزار جلد كتاب چاپي و خطي و نشريات، اعلاميه ها، رساله‌ها و اسناد، اسكناسها و ساير مكتوبات نگاشته و طبع شده به زبان تركي و سپس كتابهائي كه به گفته مقامات كمونيستي بوده اند را از دفاتر ادارات، كتابخانه ها، دانشگاه ها، مدارس، و حتي كيف دانش اموزان و طاقچه خانه ها جمع اوري نموده و سوزاندند. حال آنكه اكثر كتب گويا كمونيستي، متوني جز ادبيات شفاهي آذربايجان و اشعار كودكانه تركي نداشتند. در پي اشغال تبريز، دولت ايران به منظور ريشه كن كردن تركي مكتوب، چاپخانه هاي تركي را نيز مهر و موم كرد؛ آموزش و تحصيل به زبان تركي در مدارس را ممنوع اعلام نمود؛ با دستورالعملهائي كه براي ادارات و مدارس آزربايجان صادر كرد، تحصيل به زبان فارسي در آزربايجان را اجباري دانسته و بلافاصله كتاب‌هاي درسي جديد كه به فارسي تدوين شده بود را جايگزين كتب تركي گردانيد. در واقع سوزاندن كتب تركي توسط دولت ايران اقدامي آگاهانه به منظور هموار كردن راه فارسي سازي مردم آزربايجان و ايجاد فرهنگ يكسان فارسي در سراسر ايران بود. اقدامي كه پيشتر با تاسيس فرهنگستان زبان فارسي آغاز گرديده و اكنون با جشن كتاب سوزان ٢٦ آذر ١٣٢٥ به اوج خود مي رسيد.


 

هنوز بسيارند افراد زنده در تبريز و ساير نقاط آزربايجان كه آنروز را به خاطر مي آورند. در اينجا به اظهارات چند تن از شاهدان عيني اشاره مي گردد:

١-واقعيت اين است كه حتي انبوه اسناد مكتوب، در برابر آنچه در ٢٦ آذر ١٣٢٥ در ميدان ساعت تبريز روي داد گنگ و نارسا مي‌نمايد. در آن روز دانش‌آموزان دبستاني به صف كشانده شدند تا كتاب درسي «آناديلي» (زبان مادري) را «زنده باد شاه» گويان در آتش اندازند. آن جشن كتاب‌سوزان ساعت‌ها و روزها ادامه يافت و كتاب‌هايي در آن سوختند كه جز ادبيات شفاهي آزربايجان و چند اشعار كودكانه چيزي در آنها يافت نمي‌شد. شايد هدف از آن آتش‌سوزي كه اندكي بعد انبوه كتاب‌هاي غير درسي را نيز در كام خود كشيد، رفع موانع و هموار كردن راه براي ايجاد فرهنگ عمومي بود كه سنگ زيربناي آن در فرهنگستان اول گذاشته شده بود. (پاسخ به يك مقاله . فرقه‌ي دموكرات آزربايجان و داوري يكجانبه ايواز طه)

٢-زبان تركي به عنوان زبان پرشمارترين قوم ممالك محروسه از دايره‌ي اين يكسان‌سازي كه با جشن كتاب‌سوزان آذر ١٣٢٥ (دسامبر ١٩٤٦) به اوج رسيد، بيرون نماند. در نتيجه، محمد فضولي و ديگر شاعران كلاسيك آذربايجاني در گستره‌ي وسيعي از قزوين تا مغان، و از اورميه تا همدان به «غريبي در وطن» مبدل شدند. (بيگانه‌اي در وطن. جستاري درباره‌ي غيبت محمد فضولي از ادبيات معاصر آزربايجان. ايواز طه)

٣- آنچه كه بر حرمان تركان آزربايجان در قبال كشتارهاي سياه روز ٢١ اذرماه افزوده است تخريب دانشگاه تبريز و همچنين به آتش كشيده شدن صدها هزار جلد كتاب در رشته هاي مختلف به زبان تركي آذربايجاني در شهرهاي گوناگون آزربايجان به ويژه تبريز است. اين كتابسوزان شرم آور و بي سابقه در جهان، در روز ٢٦ آذرماه طي مراسمي دردناك در چندين ميدان و خصوصا ميدان دانشسرا ي اين شهر انجام شد. بطوريكه شاهدان عيني مي گويند دانش آموزان را مجبور مي كردند تا جهت كسب اجازه براي ادامه تحصيل، كتابهايي را كه به زبان مادريشان نوشته شده است در آتش بيفكنند! اين اقدام طبق قواعد بين المللي بعنوان جنوسايد فرهنگي تلقي مي شود. (مقاله از جشن ملي ٢١ آذرماه سال ١٣٢٤ تا ماتم ملي ٢١ آذرماه سال ١٣٢٥(

٤-  سوزاندن كتابهاي تركي بعد از سركوب فرقه دمكرات آذربايجان در سال ١٩٤٦توسط رژيم پهلوي صورت گرفت. اين جنايت، سوزاندن تاريخ و هويت يك ملت از اعمال وحشيانه ساسانيان در آذربايجان هم بدتر بود. نمايندگان دولت مركزي به دستور تهران كتابهاي درسي مدارس را جمع كردند و آتش زدند. در آن زمان هيچ دولت و سازماني به اين كشتار و كتابسوزي اعتراضي نكرد حتي سازمانهاي فرهنگي جهان هم ساكت ماندند. مردم آزربايجان كه از همه طرف (چپ و راست) ضربه خورده بودند ميسوختند و جز ساختن چاره اي نداشتند. (تاريخ زبان و لهجه هاي تركي، دكتر جواد هئيت(

5- من خود بيشتر كتاب هائي را كه در آن دوره چاپ شده بود مطالعه كرده ام، حتي سرود ملي فرقه را كه در مدارس خوانده مي شد، ولي اثري از ادعاهاي رژيم پهلوي مبني بر كمونيستي بودن آنها پيدا نكردم. در آن دوران كسي نه از چپ و نه از راست به اين كتاب سوزي ها اعتراضي نكرد! من به هنگام برگزاري كنفرانس صلح پاريس در پاريس دانشجو بودم و در آنجا بود كه شاعر پرآوازه آزربايجان شمالي صمد وورغون در كنفرانس صلح پاريس شعر معروف خود يانديريلان كيتابلار ( كتاب هاي سوزانده شده) را در اعتراض به آن كتاب سوزي ها در كنفرانس خواند و صداي اعتراض مردم آزربايجان را به اين بي حرمتي نسبت به زبان و فرهنگ و هويت آنان به گوش جهانيان رسانيد.  (گفتگو با دكتر جواد هيئت(

 رضا براهني نيز كه به تاييد دوست و دشمن از ستارگان ادب كشور محسوب مي گردد، متولد 1314 در تبريز بوده و در جريان كتابسوزي موصوف دانش آموز بوده است. وي نيز ز خاطرات خود در آنروز مي گويد كه چگونه به صف ايستاده و مجبور شدند تا كتاب هاي تركي را در آتش بسوزانند. وي در اين باره مي گويد كه مجبور شديم تا زبان خود را بسوزانيم.

در آن زمان و در شرايطي كه هيچ دولت و سازمان و شخصيتي، به اين كشتار و كتابسوزي اعتراضي نكردند و حتي سازمانهاي فرهنگي نيز در مقابل آن ساكت ماندند؛ صمد وورغون (١٩٥٦-١٩٠٦) از شعراي جمهوري سوسياليستي آزربايجان در سال ١٣٢٦ سكوت را شكسته و منظومه اي با عنوان يانديريلان كيتابلار در باره اين جنايت ضدبشري سرود. او در شعر خود كه آن را در كنگره صلح جهاني پاريس ١٩٥٢ ضمن نطقي خواند، دولت ايران را افشاء كرده و اعتراض خود را چنين بيان ميكند:

جلاد! سنين قالاق قالاق يانديرديغين كيتابلار

مين كمالين شؤهرتيدير، مين اوره يين آرزيسى،

بيز كؤچه ريك بو دونيادان، اونلار قالير ياديگار.

هر ورقه نقش اولونموش نئچه اينسان دويغوسو

مين كمالين شؤهرتىدير، مين اوره يين آرزيسى،

يانديرديغين او كيتابلار آلوولانير، ياخشى باخ!

او آلوولار شؤعله چكيب شفق سالير ظولمته،

شاعيرلرين نجيب روحو مزاريندان قالخاراق

او آلوولار شؤعله چكيب شفق سالير ظولمته

آلقيش دئيير عئشقى بؤيوك، بير قهرمان ميللته…..


 

جلاد كتابهايي كه تل تل ميسوزاني

شهرت هزار كمال و آرزوي هزار دل است.

ما از اين دنيا كوچ ميكنيم و آنها يادگار ميمانند

در هر ورقش چه احساسهاي انساني نقش بسته است

شهرت هزار كمال و آرزوي هزار دل است

كتابهايي كه ميسوزاني شعله ميكشند، درست نگاه كن!

شعله ها تاريكي را روشن ميسازد

ارواح نجيب شعرا از قبرها برميخيزند

و به ملت قهرماني كه عشق بزرگي دارد آفرين ميگويند

شعله ها تاريكي را روشن ميسازد


يكي از نكات حيرت آور در باره كتاب سوزي فوق و كلا جنايات انجام شده حين و پس از جنگ با حكومت ملي آزربايجان در سال ١٩٤٦، بايكوت و سكوتي است كه در اين باره وجود دارد. تاكنون در ‌باره اين رويداد به تفصيل و دقت سخن گفته نشده است. كلا و بنا به قاعده اي عمومي، نخبگان فرهنگي فارسي كه هميشه از كتاب‌سوزان واقعي و يا فرضي عرب‌ها در ايران انتقاد مي نمايند، هرگز اشاره اي به كتاب سوزان شاهنشاهي در آزربايجان نمي كنند. افزون بر آن، سوزاندن كتابهاي تركي توسط نيروهاي دولتي و ارتش ايران در آزربايجان، نه در آن هنگام و نه تا به امروز با كوچكترين اعتراضي از سوي كتابداران و كارمندان كتابخانه‌ها و روشنفكران و ادبا و اهل قلم فارسي مواجه نشده است. حتي در بسياري از موارد از حمايت ضمني و آشكار آنها نيز برخوردار گرديده است. در برابر آزربايجاني ها همه ساله و به طور فزاينده اي اين روز را گرامي داشته و در فاصله 21 تا 26 آذر يك جلد كتاب تركي به همراه يك شاخه ميخك سرخ هديه مي دهند تا ياد و خاطره آنروزها را عزيز نگه دارند.